در باره این که اولین شهید در روز عاشورا چه کسی بود، در منابع تاریخی چیزی بیان نشده است. آنچه را که در این باره گفته اند؛ این است که در اولین حمله لشکریان عمر بن سعد به اصحاب امام حسین (ع) در روز عاشورا، در همان حمله اوّل عده ای از یاران آن حضرت به شهادت رسیدند.[1] اما آخرین شهید شخصی به نام سوید بن ابی المطاع بود که زخمی شد و بعداً به شهادت رسید. بنابراین، به طور قطع نمی توان در این باره اظهار نظر کرد.
البته گفته اند که حر بن یزید ریاحی به امام حسین (ع) عرض کرد؛ چون من نخستین کس بودم که راه را بر تو بستم، اجازه فرما تا اوّلین شهید راه تو من باشم، شاید فرداى قیامت از افرادى باشم که با جدّت محمّد (ص) مصافحه مى کنند که مقصود حرّ از اوّلین شهید راه حسین، اوّلین شهید در جنگ های تن به تن بود، و گر نه پیش از او نیز عده ای شهید شدند.[2]
--------------
در چند جا به این نکته اشاره شده است :
1. در کلمات حضرت زینب (س) است که آمده است:".... یا محمداه بناتک سبایا و ذریتک مقتلة تسفی علیهم ریح الصبا و هذا حسین مجزوز الرأس من القفا .."[1] یعنی:"...ای محمد اکنون دخترانت اسیر، فرزندانت کشته ،باد صبا بر بدن آنان می وزد و این حسین است که سرش از پشت سر جداکرده اند..."
2.در خطبه امام سجاد (ع) به این نکته اشاره شده است:"... ً أَنَا ابْنُ الْمَجْزُوزِ الرَّأْسِ مِنَ الْقَفَا...." [2] یعنی:"...من فرزند کسی هستم که سرش را پشت گردن جدا کردند...."
3. در زیارت ناحیه مقدسه ،حضرت مهدی(ع) می فرماید:"... ِ السَّلَامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَى..."[3] یعنی :"...سلام بر کسی که او را از پشت سر نحر کردند..."
[1]. مجلسی، محمد باقر بحارالأنوار ج : 45 ص : 59 ،انتشارات دارالوفاء، بیروت1404 ه.ق،110جلدی؛ سید بن طاووس ،اللهوف ص : 131،انتشارات جهان،تهران، 1348ه.ش؛مازندرانی،ابن شهر آشوب، المناقب ج : 4 ص : 113،انتشارات علامه، قم ،1379ه.ق،4جلدی
[2]. بحارالأنوار ج : 45 ص : 175
[3]. بحارالأنوار ج : 98 ص : 318 حدیث: 8
----------
که نشان می دهد امام دستور دادند تا خیمهاى برپا کنند و مقدارى وسایل نظافت بیاورند و آن را در ظرفى قرار دهند، سپس وارد آن خیمه شدند و برای ازاله ی موهای زائد، "نوره" استعمال کردند. آنچنان که در ادامه ی مطلب آمده است، دو تن از اصحاب ایشان برای زودتر وارد شدن به این خیمه بعد از امام با هم رقابت می کردند ( ... وقف عبدالرحمن بن عبدربه و بریر بن حضیرالهمدانی علی باب الفسطاط و ازدحما أیهما یطلی بعده ...) و بعد از بیرون آمدن امام، وارد خیمه ی تنظیف می شوند (فلما فرغ الحسین دخلا (...
عده ای با سعه ی صدر، در تعابیر خود می گویند امام ، غسل شهادت کردند، البته می دانیم که غسل شهادت به نوره احتیاج ندارد.
می توان دلیل این تنظیف را از مکالمه ی عبدالرحمن بن عبدربه و بریر بن حضیرالهمدانی استنباط نمود. (بریر یهازل عبدالرحمن فقال له: و الله ما هذه بساعة باطل. فقال بریر: و الله إنّ قومی لقد علموا أنی ما احببت الباطل شابا و لا کهلا و لکنی مستبشر بما نحن لاقون، والله ما بیننا و بین الحورالعین إلا أن یمیل هؤلاء علینا بأسیافهم).
بریر با عبدالرحمن بذلهگویى مىکرد. عبدالرحمن به وى گفت: اینک وقت هزل نیست. بریر گفت: به خدا که قوم من مىدانند، در جوانى و در پیرى یاوه گویى را دوست نمی داشتهام. اما از آنچه در پیش دارم و بدان بشارت یافتم خوشحالم . به خدا سوگند که فاصله ی بین ما با زنان فراخ چشم سپید پوست بهشتی به اندازه ای است که اینان (لشکریان عمر بن سعد) شمشیرهای خود را بر ما فرود آورند.
به هر حال علت زیاد مهم نیست و به خود امام (ع) و اصحاب مربوط است. آنچه سوال برانگیز است تناقض موجود بین داستان هایی است که در مراسم سوگواری امام حسین (ع) در باب موضوع کم آبی درخیمه ی امام (ع) شنیده می شوند با آنچه تاریخ ذکر می کند.
عبارات فوق را از جلد سوم " الکامل فی التاریخ " ، (چاپ بیروت 1987 دارالکتب العلمیه) ، اثر «ابن الاثیرالجزری» (متوفی 630 ه.ق) ، صفحه ی 418 نقل کرده ام.
برخی از منابعی که این داستان را ذکر کرده اند عبارتند از :
- مقتل الحسین و جلد پنجم طبقات آثار واقدی.
- تاریخ الطبری، محمد بن جریر الطبری (310-224 ه.ق)، جلد پنجم، صص 422-423، چاپ دوم، قاهره 1967 – دارالمعارف.
- البدایة و النهایة، ابن کثیر (774-701 ه.ق)، جلد یازدهم، ص 534، چاپ اول دارهجر – 1998.
- سیره معصومان، سید محسن امین جبل عاملی، ترجمه ی على حجتى کرمانى، جلد چهارم، ص 152. و غیره
با توجه به آنچه گذشت، می بینیم که بحران آب حداقل تا صبح روز عاشورا وجود نداشته است و از ذخیره ی کافی برخوردار بوده اند که امام (ع) به همراه حداقل دو تن از اصحاب، به تنظیف پرداخته اند. مسلما اگر وضعیت به گونه ای بود که احتمال می دادند با معضل بی آبی، آنچنان که در مجالس می شنویم، روبرو خواهند شد، آب را ذخیره می کردند تا کودکان از تشنگی بی تاب نشوند.
این تناقض را چگونه توضیح دهیم؟
متشکرم
در بررسی روایات تاریخی مربوط به تشنگی اصحاب و اهل بیت امام حسین (ع) و روایاتی که خبر از غسل و وضو و شست و شوی امام و اصحابش در صبح عاشورا می دهند؛ باید گفت که تنها چیزی که در این زمینه از قطعیات تاریخ است یکی محاصره ی کاروان امام (ع) از دسترسی آنها به آب و دیگری تشنگی امام حسین (ع) در لحظه ی شهادت است. اما نقل های دیگری که در کتب تاریخی آمده هیچکدام قطعی نیستند و سندهای کاملاً قابل اعتمادی ندارند.
اگر از اشکال سندی روایات بگذریم و بخواهیم تمام نقل های تاریخی را با هم معنا کنیم و جمع نماییم، باید چند نکته را متذکر شویم:
1. امام (ع) و یاران امام یقین به شهادت داشتند و خود را برای شهادت آماده کرده بودند. بنابر این امام خواستند این شهادت به زیباترین صورت ظاهری و باطنی محقق شود و قداست و پاکی در جزئی ترین بخش آن نیز موج بزند. و می دانیم غسل هم پاکی و تمیزی ظاهری است و هم زمینه ی پاکی باطنی و معنوی را ایجاد می کند. در ضمن باید توجه داشت (بر خلاف عادت ما) غسل کردن نیاز به صرف آب فراوان ندارد، بلکه با آب بسیار مختصر هم می توان غسل نمود.
2. محاصره و سخت گیری دشمن در زمینه ی آب، و گرمای هوا، با گذشت زمان شدیدتر می شده است؛ پس می توان گفت زمانی که امام امر به غسل، نظافت و شست و شو داده اند امکان فراهم کردن آب به هر ترتیبی وجود داشته و بعد از این که محدودیت و اعمال فشار دشمن بیشتر و گرمای هوا شدیدتر شده کاروان امام در بعد از ظهر با تشنگی شدید مواجه شده باشد.
3.احتمال می رود آبهایی که برای غسل استفاده می شد از آبهای غیر قابل شرب بوده است.
بنابراین می توان هر دو دسته روایات را پذیرفت.
مدارک و شواهدی که در مورد تشنگی امام حسین(ع) و یاران و بسته شدن آب به روی ایشان به دست ما رسیده به شرح زیر است:
1. تقریباً تمام نقل های تاریخی متفق اند که حدود سه روز قبل از شهادت امام (ع) و اصحاب، آب به روی آنان بسته شد. ابن زیاد به عمر سعد(لع) امر کرد که میان حسین بن علی(ع) و آب مانع شود و اجازه ی دستیابی آب را به آنان ندهد؛ و عمر سعد، عمرو بن حجاج را با 500 نفر مسئول بستن راه ورودی به آب کرد؛ و گفته اند که این ممانعت سه روز قبل از شهادت امام و یارانش بود.[1]
2. از نقل های تاریخی شیعه[2] و اهل سنت،[3] و روایات پیامبر(ص) [4] و ائمه معصومین (ع)[5] و زیارتنامه ها[6] می توان گفت شهادت امام حسین(ع) با لب تشنه، امری مسلم و یقینی است و اخبار متواتر بر آن دلالت دارند.
3. در بسیاری از نقل ها به طور واضح تشنگی امام (ع)، اصحاب و اهل بیت، در روز عاشورا بیان شده است از جمله:
الف) روایتی که تشنگی حضرت علی اکبر را در هنگام نبرد نقل می کند که خطاب به پدر می گوید: العطش قد قتلنی «تشنگی مرا کشت».[7]
ب) روایتی که بیان می کند حضرت عباس قبل از شهادت برای تهیه آب و رفع تشنگی بچه ها به طرف میدان حرکت می کنند.[8]
ج) کلام جناب حر (ره) خطاب به کوفیان: حسین (ع)، زنان و بچه ها و اهلش را از آب فرات منع کرده اید در حالی که یهود و نصاری و مجوس از آن می نوشند و خوک ها و سگ ها در آن زبان می زنند و این اصحاب و اهل بیت حسین اند که از شدت تشنگی بیهوش شده اند.[9]
اما با وجود مدارک بالا، نقل هایی در کتب تاریخی و روایی موجود است که به بیان های مختلف دستیابی کاروان امام به آب را در مدت محاصره به تصویر کشیده است از جمله:
الف) شکسته شدن محاصره ی آب توسط حضرت عباس(ع). بسیاری روایت کرده اند که بعد از بسته شدن آب به روی امام و اصحاب، وقتی تشنگی آنها شدید شد امام (ع)، حضرت عباس(ع) را با عده ای فرستاد تا آب را به کاروان برسانند. این گروه به سوی شریعه رفتند و درگیری هایی بین آنها و سپاه عمرو بن حجاج روی داد.
درباره ی نتیجه ی این عملیات اکثر منابع (عمدتاً منابع اهل سنت) گفته اند آنها موفق شدند و با مشک های پر به خیمه ها بازگشتند.[10] اما انساب الاشراف بعد از بیان این مطلب می گوید: گفته شده به دلیل ممانعت سپاه عمر سعد آنها نتوانستند آب زیادی به اردوگاه امام برسانند.[11] و کتاب مثیر الاحزان نیز بعد از نقل اعزام عده ای از یاران امام برای دسترسی به آب فقط از ممانعت عمرو بن حجاج خبر می دهد و از رسیدن آب به اردوگاه امام خبر نمی دهد.[12]
ب) بعضی نقل کرده اند بعد از بسته شدن آب، امام (ع) به پشت خیمه ها رفتند و چندین جا از زمین را حفر کردند و چشمه هایی جاری شد که همه ی اصحاب سیراب شدند و مشک هایشان را پر نمودند. اما وقتی عمر سعد مطلع شد دستور داد از آن جلوگیری کنند.[13]
ج) نقل هایی که به بیان غسل و نظافت امام و اصحاب قبل از شروع جنگ پرداخته اند. شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل می کند که: امام حسین (ظاهراً در صبح روز عاشورا) به اصحاب خود فرمود: آب بنوشید که این آخرین ذخیره ی آب شماست و وضو بگیرید و غسل کنید و لباس هایتان را بشویید که کفن های شما خواهد بود و سپس نماز صبح را با آنها اقامه می کنند.[14]
با توجه به مدارک تاریخی موجود که خلاصه آنها ذکر شد نکات و نتایج زیر حاصل می شود:
1. مسلم است که سپاه عمر سعد سه روز قبل از شهادت امام و اصحابش سعی در ممانعت از دستیابی کاروان امام به آب داشته اند و این نشان می دهد که اصحاب امام در مضیقه ی شدید آب بوده اند و برای دستیابی به آب در روزهای محاصره مجبور به جنگیدن بوده اند.
2. هر مسلمان و مورخی یقین دارد که امام حسین (ع) سبط پیامبر(ص) و سید جوانان اهل بهشت با لب تشنه به شهادت رسیدند و هیچ یک از دشمنان سنگ دل در لحظات آخر عمر شریف امام اجازه ی دستیابی به آب را به ایشان ندادند.
3. درباره ی نقل های دیگری که در کتب تاریخی آمده نمی توان به طور قطع نظر داد؛ چون نه شیوع و تعدادشان به حد تواتر می رسد، و نه هیچکدام از نظر سندی به طور کامل قابل اعتماد هستند. چون یا در بین راویان آنها فاصله زیاد وجود دارد و یا بعضی راویان نا شناخته و یا غیر قابل اعتماد هستند. پس به تمام آنها باید به دید گمان و احتمال نگاه کرد.
بنابراین نه می توان به طور قطع قائل به دو یا سه روز تشنگی کاروان امام شد نه می توان به وجود فراوانی آب در حرم اباعبدالله (ع) معتقد شد.
4. اگر از اشکال سندی روایات بگذریم و بخواهیم تمام نقل های تاریخی را با هم معنا کنیم و جمع نماییم، باید چند نکته را متذکر شویم:
الف. امام و یاران یقین به شهادت داشتند و خود را برای شهادت آماده نموده بودند. شواهد و قرائن ظاهری نیز به گونه ای بود که اولا: نتیجه ی جنگ جز شهادت و کشته شدن امام و یاران چیز دیگری نمی توانست باشد. و ثانیا: علی القاعده مدت جنگ و مبارزه نباید طولانی باشد چون تعداد یاران امام در برابر افراد دشمن بسیار کم بوده است. و کشتن حدود صد نفر توسط چند هزار نفر، زمان زیادی نمی خواهد. چنانکه تاریخ هم نشان می دهد که حدود پنجاه نفر یعنی بیش از نیمی از یاران امام(ع) در همان حمله اول صبح عاشورا به شهادت رسیدند[15]. بنابراین امام خواستند این شهادت به زیبا ترین صورت ظاهری و باطنی محقق شود و قداست و پاکی در جزئی ترین بخش آن نیز موج بزند. و می دانیم غسل هم پاکی و تمیزی ظاهری است و هم زمینه ی پاکی باطنی و معنوی را ایجاد می کند. در ضمن باید توجه داشت بر خلاف عادت ما غسل کردن نیاز به صرف آب فراوان ندارد، بلکه با آب بسیار مختصر هم می توان غسل نمود.
ب.باید توجه داشت از یک سو محاصره و سخت گیری دشمن در زمینه ی آب[16]؛ و از سوی دیگر گرمای هوا، با گذشت زمان شدیدتر می شده است و در نتیجه هر چه زمان می گذشت دسترسی به آب برای امام و یاران سخت تر می شد و کسانی که دیرتر به شهادت می رسیدند بیشتر تشنه بودند پس می توان گفت زمانی که امام امر به غسل، نظافت و شست و شو داده اند امکان فراهم کردن آب به هر ترتیبی وجود داشته و بعد از این که محدودیت و اعمال فشار دشمن بیشتر و گرمای هوا شدیدتر شده کاروان امام در بعد از ظهر با تشنگی شدید مواجه شده است.
ج.احتمال می رود آبهایی که برای غسل استفاده می شد از آبهای غیر قابل شرب بوده است.
در هر صورت به نظر می ر سد با توجه به این نکات می توان تا حدی تناقض موجود در این روایات را برطرف نمود.
[1] ر.ک: تاریخ طبری، 5/409؛ البدایة والنهایة، 8/175؛ الاخبار الطوال، 255؛ الانساب الاشراف 3/181؛ روضة الواعظین، 1/182؛ الارشاد، 2/86؛ و با همین مضمون: کشف الغمة، 2/47؛ اعلام الوری، 235؛ الامامه والسیاسة، 2/11.
[2] اللهوف، 117؛ بحارالانوار، 45/56.
[3] البدء و التاریخ، 6/11؛ الاخبار الطوال، 258.
[4] بحارالانوار، 44/245.
[5] کامل الزیارات، 131؛ وسائل الشیعة، 3/282 و 25/278؛ مستدرک الوسائل، 10/237 و 10/239.
[6] کامل الزیارات، 151 و 168 و 131.
[7] بحارالانوار، 45/43؛ الفتوح، 5/115.
[8] بحارالانوار، 45/41.
[9] بحارالانوار، 45/10؛ الارشاد، 2/100؛ اعلام الوری، 242؛ تاریخ طبری، 5/428؛ الکامل، 4/65.
[10] تاریخ طبری، 5/412، الاخبار الطوال، 255، الفتوح، 5/6؛ انساب الاشراف، 3/181؛ بحار، 44/387 و با این مضمون الامامة والسیاسة، 2/11/
[11] انساب الاشراف، 3/181.
[12] مثیر الاحزان، 71.
[13] بحارالانوار، 44/387؛ الفتوح، 5/91.
[14] الامالی الصدوق، 150.
[15] بحار الانوار، ج45، ص12.
[16] بحارالانوار، 44/388.
----------
در برخی از منابع روایی، دربارۀ کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند.
البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مىکردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مىآیند یارى مىکنم.
برخی از دلایل مهمی که امام حسین (ع) این یاری و کمک را نپذیرفت، عبارت اند از: منحصر بودن اصلاح امت پیامبر اکرم (ص) در آن شرایط بحرانی به شهادت، اشتیاق لقای الاهی، مقدر بودن شهادت برای آن حضرت، بودن شهادت نزد آن حضرت به عنوان گرامی ترین و زیباترین مرگ و انجام این مأموریت الاهی به صورت طبیعی.
نزول نصرت الاهی برای کمک به امام حسین (ع)
در برخی از منابع روایی، درباره کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند؛ مثلاً: شیخ مفید به سند خود از امام صادق (ع ) این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: "خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی کنیم تا آنها که گمراه می شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد".[1] همچنین امام صادق (ع) فرمودند: "از پدرم شنیدم که مىفرمود: چون امام حسین (ع) با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا که بر سر حسین سایه گسترد، و آن گاه امام مخیر شد بین پیروزى بر دشمنانش و بین ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزید".[2]
نیز در برخی از روایات هم بیان شده است که فرشتگانی برای کمک به امام حسین (ع) آمدند، در مرتبۀ اول اجازه جنگیدن به آنها داده نشد، ولی در مرتبه دوم وقتی آمدند که امام حسین (ع) شهید شده بود؛ مانند این روایت از امام صادق (ع): "چهار هزار فرشته نازل شدند تا همراه امام حسین (ع) بجنگند، ولی به آنان اجازه جنگیدن داده نشد. دوباره اذن گرفتند و فرود آمدند و این وقتی بود که حسین (ع) کشته شده بود...".[3]
خلاصه این که، چنین چیزی در روایات وجود دارد و درست است و هیچ دانشمند و کارشناس دینی آن را رد نکرده است؛ زیرا منافاتی با اعتقادات و معارف اسلامی ندارد. البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مىکردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مىآیند یارى مىکنم.[4] و مثل یاری رساندن به مسلمانان در جنگ احزاب و در برخی موارد، این کمک ها از طرف فرشتگان و جنیان بود که به جهت مصالحی که ذکر می شود، تحقق پیدا نمی کرد.
چرا امام حسین (ع) کمک جنیان و فرشتگان را نپذیرفت؟
در پاسخ می توان گفت: شاید به دلایل زیر امام حسین (ع) این یاری و کمک را نپذیرفت:
1. با توجه به موقعیت سیاسی که در آن زمان از طرف معاویه و یزید پیش آمده بود و به نام دین، کارهایی را انجام دادند که در واقع مخالف دین بود و همچنین تشخیص حق از باطل سخت شده بود، تنها راهی که می توانست یک بار دیگر دین خدا را ترویج و زنده نماید، شهادت حضرت امام حسین (ع) و فرزندان و اصحاب آن حضرت، بود.[5]
2. آنچه که از روایات وارد شده در این مورد به دست می آید و به آن اشاره شده است، مقدر شدن شهادت برای آن حضرت بود تا بدین وسیله آن هدف اصلی امام حسین (ع) که همان اصلاح امت پیامبر بود،[6] تحقق پیدا کند.
3. امام حسین (ع)، شهادت را زیباترین و گرامی ترین مرگ می دانست؛ این امر، در خطبه ای که در مکه به هنگام عزم حرکت به سمت عراق ایراد کردند، بیان شده است: "آرایش مرگ بر فرزند آدم چون آرایش گردنبند بر گردن دوشیزگان است"؛[7] یعنی مرگ، گردن گیر و تحمیلی نیست، بلکه گردن بند و تجمّلی است؛ چرا انسان این گردن بند و زیور را در راه خدا به گردن نیاویزد؟! و مرگ در راه دین برای امام حسین (ع) لذیذ و در کام او شهد بود.[8] و شهادت نقص نیست تا از فرشتگان کمک بخواهد، بلکه کمال است همان طور که حضرت ابراهیم (ع) چون شهادت را کمال می دانسته، از سوزاندن در آتش نترسیده و از جبرئیل نیز چیزی نطلبید، هر چند دائماً به یاد خدا بود و وی را می خواند.[9]
4. لقای الاهی و دیدار انبیا برای امام حسین (ع)، آن هم در آن شرایط از ماندن در این دنیا مهم تر بود و خود را مشتاق نیاکان خود می دانست؛ چنان که در ادامه آن خطبه در مکه می فرمایند: "گرایش و اشتیاقم به زیارت نیاکانم چون اشتیاق یعقوب به یوسف است".[10]
5. حضرت امام حسین (ع) می خواستند که از معجزه و کرامت استفاده نکنند، در حالی که بدون شک امام توان و قدرت داشت که با معجزه و قدرت ولایی که از طرف خداوند داشت، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان نداشت، ولی استفاده از معجزه و کرامت با آنان که مأمور بودند به ظاهر عمل کنند، منافات داشت. ارزش و جایگاه امام حسین (ع) که هم میان مسلمانان جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل بیت(ع) توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدس شان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. آیا امام حسین(ع) نمی توانست بدون قیام و با استفاده از کرامت یزید را سرنگون کند؟
[1] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 330، مؤسسة الوفاء، بیروت لبنان.
[2] سید بن طاووس، لهوف، ص 141، ترجمه میر ابوطالبی، سید ابوالحسن، ناشر: دلیل ما، قم، چاپ اول، 1380 ش.
[3] شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره ای، محمد باقر، ص 638، اسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1376؛ البته شبیه این روایت در «کافی» مرحوم کلینی هم آمده است، الکافی، ج1، ص 283و284.
[4] انفال، 9.
[5] ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، از ص 44-66، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، 1380.
[6] بحار الانوار، ج44، ص 329.
[7] بحارالانوار،ج 44، ص 366؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 29، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381؛ لهوف، ص 110و 111.
[8] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 28 تا 30، مرکز چاپ و انتشارات اسراء، چاپ پنجم، 1387.
[9] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 27.
[10] بحارالانوار، ج 44، ص 366؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج2، ص 29؛ لهوف، ص 110و 111.